شعرهای کوتاه

متن مرتبط با «نشانی پلیس » در سایت شعرهای کوتاه نوشته شده است

بهار

  • نیلوبلاگ

    دراین بهار سبز   کسی زنده است   که جیب هایش   پرازخاطرات توست   ...

    ادامه مطلب
  • رفتن

  • نیلوبلاگ

    هر آدمی   موقع رفتن چیزی را جا میگذارد   گاهی چمدانی پراز خاطره را   زمانی خودش را   وگاهی کسی را   که او را دوست داشته است. ...

    ادامه مطلب
  • بهشت

  • نیلوبلاگ

    مگر این جا چقدر بهشت است که با من از جهنمی میگویی که با دوست داشتنت اتفاق می افتد   ...

    ادامه مطلب
  • نشانی

  • نیلوبلاگ

      ازتمام روزهای زندگی ام   یک روز را هرگز فراموش نمی کنم   آن روز که نشانی ام را   از تو پرسیدم   ...

    ادامه مطلب
  • مردها

  • نیلوبلاگ

    مردها با نیمی از قلب شان عاشث میشوند آن نیمه دیگر را میگذارند برای بعد برای سال های دلتنگی ...

    ادامه مطلب
  • زمین

  • نیلوبلاگ

      بذری گریخته از آسیابم به کسی نگو مرا تنها در زمین ِ باکی رها کن   ...

    ادامه مطلب
  • خواب

  • نیلوبلاگ

    برای خواب نه   برای تمام سال های انتظار   ستاره ها را اشتباه شمرده ام   ...

    ادامه مطلب
  • روز

  • نیلوبلاگ

    بی تو آن روز بد م که بیهوده و سخت میگذرد ...

    ادامه مطلب
  • یکی

  • نیلوبلاگ

      در من یکی نشسته است راه نمیرود نگاه نمی کند رازی درون سینه اش دارد برای نگفتن وهی مدام دلداریم میدهد     ...

    ادامه مطلب
  • امیدم

  • نیلوبلاگ

    من هنوزم امیدم به اینست در این کوچه بی نام شبی ماه با ایستد نفسی تازه کند ...

    ادامه مطلب
  • بانو

  • نیلوبلاگ

    حالا که عشق تو زنده ام کرده است بانو اجازه بده دوباره عاشقت شوم ...

    ادامه مطلب
  • سلامی

  • نیلوبلاگ

    قانع ام من به نگاهی وسلامی وحتی گذر گوتاهی       ...

    ادامه مطلب
  • رفتن

  • نیلوبلاگ

      رفتنت آمدن است برای کسی که ازروبرو نگاهت میکند ...

    ادامه مطلب
  • کسی

  • نیلوبلاگ

    کسی نیامده است هرکه را می بینم درحال رفتن است   ...

    ادامه مطلب
  • شعر

  • نیلوبلاگ

    کوتاه ترین شعری که هر روز برایت میسرایم دوستت دارم است ...

    ادامه مطلب
  • حرفی

  • نیلوبلاگ

    حرفی بزن یغماگری در کمین نشسته است خیره به زیبایت سخنی بگو ازما به جز واژه های مست چیزی به جا نمی ماند...

    ادامه مطلب
  • زندگی

  • نیلوبلاگ

    رسیده ای به زندگی مثل کبوتری به لانه اش که زمزمه ی عاشقانه ات سکوت مرا چاره میکند ...

    ادامه مطلب
  • عمر

  • نیلوبلاگ

    آن سنگ را که به شادی پراندی درونِ رود عمر من موج های آن سال هاست که کرانه های مرا سست میکند       ...

    ادامه مطلب
  • حوا

  • نیلوبلاگ

    خسته ام، حوا بیا سیبی بچین تا از این جا هم ، تبعیدم کنند ...

    ادامه مطلب
  • من

  • نیلوبلاگ

    با آنکه هرگز ندیدمت گویی که سال ها می شناسمت ای مثل من که ز غصه پروا نمیکنی ...

    ادامه مطلب